أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )
10
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى )
و چون جملهء مركّبات عالم سفلى از چهار اصل بسيط مركّباند به ضرورت در ايشان قوّتى مىبايست كى صلاحيت تركيب بر وجه احسن از آن حاصل تواند شد . پس هريك از اركان حامل دو قوّت آمدند : يكى فاعله ، دوم منفعله . و قوّت فاعله يا مفرّقه بود يا جامعه ، و قوّت مفرّقه حرارت است تا تفريق اجزاى اجسام مىكند ، و قوّت جامعه برودت است تا جمع اجزاى اجسام متفرّقه مىكند . و قوّت منفعله يا قابل انفعال باشد به سهولت و آن رطوبت است ، يا قابل انفعال به عسر و آن يبوست است . و آفريدگار تعالى و تقدّس طبيعت آتش گرم و خشك آفريد ، و طبيعت هوا گرم و تر ، و طبيعت آب سرد و تر ، و طبيعت خاك سرد و خشك . چه در هر عنصرى دو كيفيّت موجودست كى يكى از آن كيفيّت مشترك باشد ميان دو عنصر كه مجاور يكديگر باشند چنانك هوا و آتش در حرارت اشتراك دارند و در رطوبت و يبوست مباينت . هرگاه كه يبوست جزوى از جرم آتش به سببى از اسباب به رطوبت متبدّل شود آن جزو هوا شود ، زيراك طبيعت هوا جرمى است گرم و تر ، و درين جزء اين حقيقت حاصل است . و همچنين هرگاه كه رطوبت جزوى از هوا به يبوست بدل شود آن جزو آتش گردد ، زيراك طبيعت جرم آتش گرم و خشك است ، و اين جزو را اين طبيعت حاصل . و ميان هوا و آب اشتراك است به كيفيّت رطوبت و مباينت